در نخستین نشست نقد و بررسی هفته فیلم مستند که روز گذشته (7 آبان 86) در محل تالار نمایش خانه سینما برگزار شد فیلم های « افسون گر ساسانی» (مهدی باقری) ، « پردیس آجری» (علی اکبر ولدبیگی) ، « روز حادثه» (محمد علی فارسی) و « کودک آزاری» (محمد جعفری) مورد بررسی قرار گرفت.
در ابتدای این جلسه همایون امامی (مستندساز و منتقد) با اشاره به ضعف تحقیقاتی که صرف ساخته شدن فیلم « افسون گر ساسانی» شده این فیلم را بین اثری هنری و یک فیلم آموزشی سرگردان دانست و گفت: « به هرحال سازنده فیلم موفق نشده هر دو وجه اطلاعاتی و حسی را به بیننده منتقل کند. البته فیلم تا اندازه ای به ما اطلاعات می دهد اما از آنجا که ساختار تحقیق خوبی ندارد نمی تواند در تاثیرگذاری نهایی موفق عمل کند.»
امامی در بخش دیگری از این جلسه به موضوع عدم حرکت فیلم اشاره کرد و گفت: « به جای این که اطلاعات در یک مسیر طولی قرار بگیرد و در طول فیلم به درستی توزیع شود کارگردان تلاش کرده تا از ما به ازاهای تصویری مختلفی اینسرت بگیرد و صدا ها و اصوات مختلف را با آن منطبق سازد.»
وی در ادامه افزود: « گفتار فیلم دو جنبه دارد ؛ یکی نریشن (متنی) است که روی فیلم خواند می شود و دیگری گزارش های دو کارشناس است که متاسفانه این دو مولفه در هم تنیده نشده اند. در ضمن هر جا تصاویر زیاد تر می شود گفتار هم فشرده تر می شود.»
امامی در ادامه این جلسه با اشاره به مشکلاتی که در حاشیه صوتی فیلم وجود دارد گفت: « ظاهراً صدا از طریف میکروفن روی دوربین برداشته شده و برخی صداها ناواضح به گوش می رسد ، اما این کار مقدمه ای است برای فیلم بعدی این فیلمساز جوان (به نام « پیله») که این مشکلات در آن تا حد ممکن برطرف شده است.»
مهدی باقری کارگردان این فیلم نیز در ادامه گفت: « افسون گر ساسانی در حقیقت حاصل تحقیقاتی بود تا بر اساس آن من بتوانم فیلمی در مورد ساز چنگ (هارپ) بسازم.»
وی با اشاره به این نکته که فیلمش را بدون تهیه کننده ساخته توضیح داد: « اگر اسم موسسه هیلاج در تیتراژ دیده می شود برای این است که با کمک آن ها توانستم یک سری مجوز ها را دریافت کنم.»
باقری گفت: « این فیلم با هزینه ای کم تر از پانصد هزار تومان ساخته شده و به همین دلیل تمام کارهای فنی فیلم را خودم انجام داده ام ؛ از جمله فیلم برداری و صدا برداری و ... به هر حال بضاعت من در ساخت همین اندازه بود.»
بخش دیگر نشست نقد و بررسی فیلم های هفته فیلم به تحلیل مستند « پردیس آجری » (علی اکبر ولدبیگی) اختصاص داشت. در این بخش همایون امامی با اشاره به متن تحقیقاتی مناسب این فیلم که با توجه به بودجه بسیار اندک و حتی غیر معقول تولید آثار مستند به خوبی انجام گرفته گفت: « خوش بختانه فیلم « پردیس آجری» نشان دهنده احترام و علاقه فراوان سازنده اش به تحقیق است.»
امامی با اشاره به بیان سینمایی فیلم به عنوان نقطه قوت آن گفت: « در این جا مسجد به صورت یک بنای معماری واحد دیده می شود و فیلمساز تلاش کرده تا با انتخاب زاویه ای مناسب از شعله های شمع بر فضای معنوی مسجد تاکید کند.»
این منتقد و مستندساز پرسابقه در ادامه افزود: « قاب بندی های تصاویر این فیلم در کنار غنای ترکیب بندی (کمپوزیسون) آن حس وقار، ثبات و آرامش را به ما – تماشاگران آن - منتقل می کند.»
وی در بخش دیگری از این جلسه با اشاره به وجه روایی فیلم گفت: « اندیشه ای که در فیلم وجود دارد بر سایر موضوعات فیلم سنگینی می کند. ضمن این که در این فیلم از نماهای متحرک کم تر استفاده شده و با استفاده از حرکت های دوربین ، جوهره معماری با ضرباهنگی خاص و متناسب با ریتم تدوین فیلم به نمایش گذاشته شده است.»
ولد بیگی ، کارگردان این فیلم نیز در ادامه این جلسه گفت: « موضوع معماری و فیلم سازی در مورد این موضوع در کشور ما شبیه راه رفتن روی لبه تیغ است.»
وی با اشاره به تجربیات طولانی مدت خود در این باره گفت: « مستند سازی درباره معماری یکی از شاخه های مهجور مانده سینمای ماست و به همین دلیل من همیشه می خواسته ام به این محدوده وارد شوم.»
این مستندساز در بخش دیگری از این نشست گفت: « به دلیل حساسیت هایی که در مورد معماری مذهبی وجود دارد نمی توان چندان به لایه های زیرین آن وارد شد.
در ادامه ، همایون امامی با اشاره به عدم حضور سازنده فیلم «روز حادثه» (محمدعلی فارسی) در جلسه نقد و بررسی ، این فیلم را در راستای نگاه مجموعه در خاطر ماندنی « روایت فتح» دانست و گفت: « معمولاً با این تصور که فیلم هایی با این مضمون معمولاً لحن بیان تلخی دارند ، با نمایش آن ها موافقت چندانی نمی شود. در حالی که اصلاً این تلخی در ذات جنگ است.»
امامی با اشاره به سادگی موجود در روایت فیلم « روز حادثه» آن را شامل دراماتورژی بالایی دانست.
در بخش بررسی مستند «کودک آزاری» محمد جعفری سازنده این فیلم اثر خود را یک فیلم در ژانر آثار اجتماعی دانست و گفت: « ارد عطار پور (تهیه کننده فیلم) فهرستی از موضوعات مختلف را به من نشان داد که من از بین آنها کودک آزاری را انتخاب کردم.»
وی با اشاره به بیست دقیقه از تصاویری که در هنگام نمایش این فیلم از شبکه چهار تلویزیون حذف شده گفت: « به همین دلیل نواقص بسیاری را در آن می شود حس کرد.»
جعفری افزود: « ما روی مسائل زیادتری تمرکز کرده بودیم اما به دلیل حساسیت ها از نمایش شان صرف نظر کردیم.»
وی با اشاره به دشواری کار کردن در محیط های مربوط به سازمان بهزیستی ، نقش تهیه کننده فیلم (ارد عطارپور) را در نگارش و گفتار متن بسیار اساسی ارزیابی کرد.
بخش بعدی این نشست که بعد از نمایش فیلم های سانس دوم برگزار شد به نقد و بررسی فیلم های «گذر شهر بر آب» (فرهاد ورهرام) ، « تهران ؛ چند درجه ریشتر؟» (پیروز کلانتری) و « ایران در اعلان» (فرحناز شریفی) اختصاص داشت.
در این بخش که فرحناز شریفی ، سازنده فیلم « ایران در اعلان» در آن غیبت داشت با حضور روبرت صافاریان ، منتقد نام آشنای سینمای مستند ، فرهاد ورهرام ، پیروز کلانتری و همچنین ارد عطار پور(تهیه کننده این آثار) برگزار شد.
در ابتدا فرهاد ورهرام در پاسخ به پرسشی درباره روند تحقیقات این فیلم گفت: « از مجموعه ای که توسط ارد عطارپور تولید می شد دو فیلم به من پیشنهاد شد که در یکی از آن ها من به دنبال مسئله آب تهران و طرح های جامع تهران بودم.»
ورهرام افزود: « برای تحقیق در این باره یک روز به آبشار دوقلو ( در منطقه دربند) رفتم و مسیر آب را تا کوهپایه دنبال کردم. سپس این مسیر را به صورت تکه تکه و در طول چند روز ادامه دادم که حاصل آن حدود هشتصد قطعه عکس شد.»
وی در ادامه گفت: « هنگام تصویربرداری این عکس ها خیلی به کمکم آمد و تمهیدی که به کار بردم این بود که راکورد نوری را به گونه ای حفظ کنم که به نظر برسد تصویربرداری در یک روز ( از صبح تا غروب آفتاب) انجام شده است.»
ورهرام درباره انتخاب گوینده زن به عنوان راوی سرنوشت آب جاری در تهران گفت: « در اساطیر ما از آب به عنوان ایزد بانو یاد شده و به همین دلیل برای معرفی آب در تهران یک گوینده زن انتخاب کردیم.»
ارد عطار پور (تهیه کننده این فیلم) نیز با اشاره به این که در ساخت مستند « خلوت جنگل» با فرهاد ورهرام همکاری داشته ، وجود دیدگاه های مشترک را از جمله عوامل تولید این فیلم ها دانست و ابراز امیدواری کرد این همکاری ها ادامه یابد.
در بخش دیگری از این نشست ، روبرت صافاریان با اشاره به مسیر جریان آب تهران که از شمال شروع شده و به جنوب می رسد گفت: « جغرافیای مسیر آب در این فیلم چندان روشن نیست. ضمن این که رابطه تصویر و گفتار در خصوص شهر تهران ارتباط زیادی با همدیگر پیدا نمی کند.»
در ادامه ، ارد عطار پور در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت ساخت یک مستند درباره پدیده ای که به وقوع نپیوسته و زلزله ای که هنوز نیامده گفت:« اگر اخبار و اتفاقات دقیق تری رخ دهد در روشنگری این پدیده موثر است. این که چنین فیلمی ایجاد وحشت کند مهم نیست اما ما وظیفه خود دیدیم که این تهدید دائمی را به نمایش بگذاریم.»
پیروز کلانتری ( کارگردان فیلم مستند « تهران ، چند درجه ریشتر؟») نیز در این باره گفت: « فیلمی که به نمایش در آمد تنها چیزی در حدود شصت درصد از آن چیزی است که قصد داشتیم بگوییم.»
وی افزود: « بعضی جا ها احساس کردیم بی پرده حرف زدن و ترساندن مخاطب یک نوع بی مسئولیتی است و به همین دلیل بخش هایی از آن را تعدیل کردیم.»
کلانتری توضیح داد: « این فیلم بیش از آن که درباره زلزله باشد درباره شهر تهران است ؛ کلان شهری که قرار است دیر یا زود در آن زلزله بیاید.»
وی افزود: « فیلم یک وجه و موقعیت طناز دارد چون معمولاً مخاطبان بیشترین طنز ها را هم فراموش می کنند.»
وی تصریح کرد: « مساله اصلی فیلم فراموش کردن است. اینکه فضایی ایجاد کنیم که دلهره و ترس را با ذهنیت تصاویر و طنز گفتار و رابطه تماشاگر با زلزله را توجیه کنیم.»
کلانتری در ادامه گفت: « ما درمورد زلزله خیلی کم می دانیم و این ترس از جهل و این که درباره موضوع زلزله اطلاعات زیادی نداریم بیش تر ما را می ترساند.»
وی توضیح داد: « من اصلا به ترساندن فیزیکال و خشونت بار اعتقاد ندارم و این را یک جور تاثیرگذاری لحظه ای دربیننده می دانم. این در حالی است که زلزله مهیب تر از آن است که بشود با آن شوخی کرد.»
ارد عطارپور تهیه کننده فیلم های مورد بحث هم در پایان این نشست گفت: « دغدغه اصلی من هویت است و به همین دلیل در فیلم هایی که در حوزه شهر تهران تولیدکرده ام تمام تلاشم را به کار گرفته ام تا جلوی تمسخر هویت گذشته را بگیرم.»
وی افزود: « این تمهید برای من (به عنوان تهیه کننده) کم تر از پرداختن به معضلات شهری نبوده است.»
گزارش از امید نجوان
|