|
|
|
گزارش چهارمین روز هفته مستند 6+25 در خانه سینما |
|
|
چهارمین روز از برگزاری هفته فیلم مستند (10 آبان 86) با دو نمایش ویژه همراه بود. در بخش نخست برنامه ، دو مستند از مجید مجیدی ( به نام های « پابرهنه تا هرات» و « المپیک در اردوگاه») به نمایش گذاشته شد که با استقبال علاقمندان سینمای مستند و همچنین تعدادی از افاغنه ساکن تهران همراه بود.
در ادامه نیز فیلم های « به سردی آهن ، به گرمی خون» ( به کارگردانی فرزاد توحیدی) و « روزهای بی تقویم» ( ساخته مهرداد اسکویی) به نمایش درآمدند که پس از پایان نمایش ، توسط تهماسب صلح جو (نویسنده و منتقد سینما) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.
این منتقد پرسابقه مطبوعات سینمایی ، فیلم « به سردی آهن ، به گرمی خون» را اثری تاثیرگذار ارزیابی کرد و گفت: « این مستند می کوشد به یکی از مشکلات تاریخی جامعه ما بپردازد که استفاده از چاقو در نزاع های خیابانی است.»
فرزاد توحیدی که در بخشی از این اثر به مضمون و محتوای نمایشی فیلم « قیصر» (ساخته مسعود کیمیایی) پرداخته نیز با اشاره به این که سوژه فیلمش در سفری به شهر زنجان (مرکز تولید چاقو به روش سنتی) به ذهنش رسیده گفت: « بخش عمده کسانی که در مقاطع مختلف تصویربرداری با آن ها آشنا شدم تحت تاثیر فیلمفارسی های قبل از انقلاب و در راس آن ها قیصر بودند.»
در بخش دیگری از این جلسه تهماسب صلح جو با تاکید بر فصل پایانی فیلم که به آزاد شدن یکی از مجرمان در پی نواختن نی و در آخرین لحظات اجرای حکم اشاره دارد گفت: « این فصل می تواند مبنای فیلم جداگانه ای باشد ؛ فیلمی که نشان بدهد دست توانای یک هنرمند چگونه می تواند چاقو را لمس کرده و آدم بکشد.»
وی با اشاره به ارزش های تولید آثار مستند افزود: « فیلم مستند هیچ گاه تمام نمی شود و همیشه ادامه دارد.»
فرزاد توحیدی کارگردان این فیلم نیز در پایان ابراز امیدواری کرد تا از این پس هیچ قتلی با قصاص نفس و اعدام پاسخ داده نشود.
بخش بعدی این جلسه به نقد و بررسی فیلم « روزهای بی تقویم» (مهرداد اسکویی) اختصاص داشت که به دلیل سفر سازنده این مستند به خارج از کشور ، توکل ( دستیار وی) در جلسه پرسش و پاسخ شرکت کرد.
وی در پاسخ به پرسشی با این مضمون که « روزهای بی تقویم» ساختاری سفارش گونه دارد ضمن رد این شبهه گفت: « ما اصلاً به قصد ضبط واکنش بچه هایی حاضر در کانون اصلاح و تربیت نسبت به جام جهانی و مسابقات فوتبال در رقابت های سال گذشته این جام به این مرکز مراجعه کرده بودیم. اما با دیدن محل این کانون و محل نگهداری کودکان کم تر از پانزده سال ذهنیت مان عوض شد و تصمیم گرفتیم فیلم دیگری بسازیم.»
تهماسب صلح جو نیز در بخش دیگری از این جلسه ، بخشی از ساختار آن را ساختگی و برخوردار از عناصر استیلیزه دانست و افزود: « بچه هایی که در مقابل دوربین این فیلم قرار گرفته اند عمدتاً دوربین را دست می اندازند و واقعیت درونی خود را بروز نمی دهند.»
اما توکل با اشاره به این که عوامل تولید « روزهای بی تقویم» در اغلب صحنه ها تنها به عنوان شاهد حضور داشته و هیچ نقشی در ضبط آن ها نداشته اند گفت: « ما هیچ چیز را بازسازی نکردیم. بچه ها به زندگی خود ادامه می دادند و ما فقط از آن ها تصویر می گرفتیم.»
وی افزود: « این بچه ها اصولاً به خاطر ارتکاب به جرم بزه ، از هوش و توانایی بالایی برخوردارند و به همین دلیل به راحتی نمی توان از آن ها بازی گرفت.»
بخش بعدی جلسه نمایش فیلم نیز با یک نمایش ویژه همراه بود. در این بخش ، فیلم کوتاه و داستانی « می ترسم ؛ پس دروغ می گویم» ( یکی از تازه ترین ساخته های تهمینه میلانی) به نمایش گذاشته شد که به گفته ناصر صفاریان (دبیر این هفته فیلم) به دلیل امکان محدودی که برای نمایش آثاری از این دست وجود دارد ، در برنامه هفته فیلم گنجانده شده است.
پس از نمایش این فیلم که با استقبال پرشور تماشاگران مواجه بود ، تهمینه میلانی روی صحنه رفت و ضمن اشاره به این که این فیلم را به توصیه یونیسف و به قصد ریشه یابی موضوع دروغ گویی کارگردانی کرده گفت: « شکل سفارش به گونه ای دیگر بود ، اما من مسوولان یونیسف را راضی کردم تا این فیلم را به شکل داستانی بسازم.»
میلانی با اشاره به این که « می ترسم ؛ پس دروغ می گویم» حاصل فعالیت او پس از کارگردانی 9 فیلم سینمایی است گفت: « جمعی از بازیگران سرشناس سینما حاضر شدند هر کدام یک سکانس در این فیلم بازی کنند و من به همین خاطر از همه آن ها سپاسگزارم.»
این گزارش حاکی است در ادامه این بخش ، طبق برنامه ، مستندهای « من انرژی هسته ای نیستم» (به کارگردانی مهدی قربان پور) و « تهران انار ندارد» ( ساخته مسعود بخشی) به نمایش درآمدند.
در جلسه نقد و بررسی این دو فیلم که با حضور سازندگان این دو فیلم و امید نجوان برگزار شد ، مهدی قربان پور کارگردان فیلم مستند « من انرژی هسته ای نیستم» ضمن اشاره به این که چالش مردم رامسر با موضوع مبهم پرتوهای هسته ای از حدود چهل سال قبل آغاز شده گفت: « به طور اتفاقی و در سفری که به این شهر داشتم جلب این موضوع شدم و به نظرم رسید اعلام نامزدی آقای پورمنصوری در شورای شهر رامسر که یک کتاب جنجالی با همین مضمون نوشته می تواند به تکمیل روایت من در این فیلم مستند کمک کند.»
در این جلسه که اجرای آن را ناصر صفاریان برعهده داشت ، مهدی قربان پور افزود: « تمام تلاشم این بود تا قضاوت درباره موضوع فیلم را به عهده تماشاگران بگذارم و خودم قضاوتی در این باره نداشته باشم.»
در ادامه ، امید نجوان (منتقد و مستندساز) ضمن اشاره به دوپاره بودن هدف و نتیجه گیری فیلم و تاثیرپذیری آن از مستند تحسین شده « اون شب که بارون اومد» ( ساخته کامران شیردل) را آشکار دانست.
مسعود بخشی ، کارگردان فیلم « تهران انار ندارد» نیز که بر تاثیرپذیری خود از این فیلم تاکید می کند ، با اشاره به این که مراحل تحقیق و نگارش فیلمنامه این فیلم بیش از هفت سال طول کشیده گفت: « شکل ساختاری این فیلم در طول مراحل تولید و در اتاق تدوین نهایی شکل گرفت.»
وی ضمن تاکید بر کمک های شبکه اول سیما در تولید این مستند افزود: « اگر ویژگی هایی در برخی تولیدات مستند این شبکه و سایر شبکه های تلویزیونی به چشم می آید ظاهراً این را باید به حساب این گذاشت که ایران از نظر سیستم نظارت بر تولید و نمایش فیلم ، یک کشور اعجاب انگیز به حساب می آید!»
امید نجوان نیز با اشاره به تصویری که این فیلم مستند از ناهنجاری در گسترش و اداره این شهر در گذر تاریخ به نمایش می گذارد افزود: « به نظر می رسد اغتشاشی که وجه ساختاری فیلم بر آن تاکید می کند ، در حال حاضر ، خود ، تبدیل به نظم و سیستم شده است.»
مسعود بخشی در ادامه این جلسه گفت: « قصدم این بود تا در این فیلم به نتایج وام گیری اشتباه و بدون برنامه ریزی حاکمان دوران گذشته از مدرنیزاسیون شهرنشینی در غرب بپردازم ؛ نکته ای که به طور حتم مشکلات شهرنشینی امروز ریشه در آن دارد.»
مسعود بخشی در بخش دیگری از این جلسه ، فیلم خود را بهانه ای برای بخشیدن حیات مجدد به برخی تصاویر مستند و خبری به جا مانده از تهران دانست و افزود: « پیدا کردن این تصاویر سه سال زمان برد ، اما حالا که فیلم آماده نمایش شده به نظر می رسد ارزش این زحمت طولانی را داشته است.»
گزارش از امید نجوان
|
|
|
|
|
|