New Page 1

MenuMaker produced NavBar

 

مرداد 86

 

نامه‌ی مصطفی کرمی به رییس‌جمهور

 
جناب آقای محمود احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم
نامه‌ای که هم اکنون در مقابل شما است شکوائیه‌ای است از جوانی که سراسر وجودش را وقف فرهنگ و ملت خود کرده است و از این بابت بر خود می‌بالد. چرا که بر خود وظیفه می‌داند که هرگاه کشورش در هر سنگر و هر پستی به وجودش احتیاج داشته باشد، از خدمت به ملت خود دریغ نکند. آری جناب اقای ریس جمهور عدالت خواه من مصطفی کرمی دانشجوی سال سوم سینما از دانشگاه سوره هستم. جوانی از خطه دلاور پرور ایلام، زاده سرزمین شیران جبهه های حق علیه باطل( مهران ).

حقیر در 14 سفر از سفرهای استانی شما افتخار همراهی و تصویربرداری از سفرهای شما را در پرونده‌ی کاری خود دارم، اما اینک بر اثر سانحه‌ای که روز 19 تیرماه در حین انجام تصویربرداری فیلمی در رابطه با سرقت کابل‌های برق، به تهیه‌کنندگی حوزه هنری استان گلستان برایم اتفاق افتاد، در بیمارستان مهر تهران بستری هستم .

حادثه برق گرفتگی‌ای که برق فشار قوی بر اثر سهل انگاری کارشناسان اداره برق شهرستان گرگان حادث شد،
و متاسفانه بر اثر این اتفاق پس از طی مراحل مختلف درمان با تشخیص پزشکان به علت جراحات شدید دو دستم از ساعد به همراه انگشتان پایم قطع شد و تا کنون تمامی هزینه‌ های درمانم را خانواده‌ام و قسمتی از آن را دوستانم متقبل شده اند. تهیه کننده محترم حوزه هنری که تا کنون بدون هیچ توجهی مرا رها کرده است .

آقای احمدی نژاد! آیا حق این است تا آن لحظه که توان در بدن داری ومی توانی کار کنی اهمیت داشته باشی و آنگاه که حادثه‌ای در میان کار دامانت را گرفت، همه تو را رها کنند و سرنوشت تو تا بدان جا اهمیت دارد که به آقایان نفعی برسد؟جناب آقای رئیس جمهور واقعا چه کسی باید هزینه‌های میلیونی درمان مرا پرداخت کند ؟

آیا اداره برق که به‌خاطر سهل انگاری آنها این حادثه برای من اتفاق افتاده باید بنشیند و به ریش ما بخندند، چرا که ما نه پارتی داریم ونه آنقدر بزرگ هستیم که بتوانیم از حقمان دفاع کنیم!

آقای احمدی نژاد! شعار عدالت خواهی شما بودکه باعث شد رنج آن سفرها برایمان آسان شود. آیا وقت آن نیست که پس از آن همه پیگیری دوستان و آشنایان من، حال که به بن بست رسیده‌ایم، شمشیر عدالت محوری شما گردن مدافعین به ظاهر دروغین عدالت را قطع کند.

حقیر که اینجا بستری هستم و دیگر نه دستی برای طلب کردن عدالت دارم و نه پایی که بدان عدالت را بجویم و تنها دوستان و آشنایان هستند که قایق به گل نشسته من را همراهی می‌کنند تا شاید به ساحل امنیت و عدالت فرود آید.
و آخرین دستی در این ظلمات ناعدالتی ها باید به آن متوسل شویم که شاید مولد روشنایی باشد، شخص حضرتعالی بودید.

من که تا زمانی سالم بودم مدافع شما بودم و با دوربینی احساسات مردم را نسبت به شما و عدالت محوری شما ثبت می‌کردم، هم اینک به شدت محتاج آنم که شما دست مظلومی را که برخی از مسؤولین بزرگ و بی‌تفاوت می‌خواهند حقش را پایمال کنند بگیرید . چرا که این همه را در وجود شما می بینم که بتوانید مرا به مقصود قانونی‌ام برسانید.

با تقدیم احترام
مصطفی کرمی




 
   
   
 

آرشيو خبر

 

..در استفاده از مطالب ذکر منبع الزامی است..

New Page 1

2010-IRDFA