New Page 1

MenuMaker produced NavBar

یک سفرنامه پرتقالی در پرتغال !
 
 
86/10/30
هادی آفریده
 
 

همراه با بزرگ داشتهای کامران شیردل در اوورا و لیسبون

این یادداشت یک سفرنامه جشنواره ای است که در پائیز امسال (1386) درشهر اوورا کشور پرتغال برگزارشد. جشنواره فیکه در شهر بسیار زیبا و رویایی اوورا که در کشورپرتغال واقع شده هرساله برگزار می شود اوورا با زندگی فرهنگی ای که در آن جریان دارد یکی از شهرهای میراث جهانی یونسکو است که تاریخ شهرسازی آن با تاریخ میلاد مسیحیت برابری دارد و امسال میزبان چهار ایرانی درروزهای برگزاری خود بود. ایران با چهار فیلم اولین روز کار محمدرضا حاجی‌پور، زائران دهکده انار اشکان احمدی ، باز باد بی‌ترانه امین قدمی و پدر هادی آفریده درجشنواره فیلم داشت .

البته از فیلمسازان نامبرده فقط من با فیلم پدر و محمد رضا حاجی پور با فیلم اولین روزکار بعنوان نمایندگان فیلمسازان ایرانی در بخش مسابقه پرچم سه رنگ ایران را به نام سینمای ایران به احتزار در آوردیم ، اما این احتزار پرچم با آن احتزار پرچم ورزشکاران کمی متفاوت است ، از آنجایی که ما دچار فقدان بازوهای آهنین و ماهیچه های گوشت آلود هستیم و تنها نقطه احتمالا سالم بدنمان سیستم عصبی و بخش مخچه است بدون دریافت هیچ حمایت دولتی از ارگانها وسازمانهای که تهیه کنندگان آثارمان بودند با بودجه شخصی خودمان درجشنواره حضور پیدا کردیم ! و...

یکی دیگر ازبخشهای مهم جشنواره که از نظر شبکه های رادیویی و تلویزیون پرتغال و مطبوعات بسیار مورد توجه بود نمایش مستندهای کامران شیردل و دو برنامه وسیع بزرگداشت های وی در جشنواره فیکه در اوورا و موزه سینما تک لیسبون بود که در ادامه توضیحات مفصل آن ارائه می شود . اما از دیگر اتفاقات مثبت این رویداد حضور تنها اسپانسرخبری ایرانی جشنواره مرجان ریاحی بود که اخبار روزانه جشنواره را در دو بخش فارسی وانگلیسی پایگاه خبری فیلم کوتاه منتشرمی کرد.

جشنواره فیکه به نظر من جشنواره مهمی است ، امروزه در شرایطی هستیم که درسراسر جهان سالانه شاید هزاران جشنواره ریز و درشت برگزار می شود و با تاسف باید اعلام کرد که بیشتر این جشنواره ماهیت فرهنگی و جریان ساز خود را از دست داده اند و به یک تجارت پرسود تبلیغاتی و حتی سیاسی مبدل شده اند ، اما درباره جشنواره فیکه باید گفت خوشبختانه جشنواره بیش از هر چیز به وجهه فرهنگی وهنری یک جشنواره سینمایی رویکرد داشت و از ظاهرسازی و تجمل گرای های رایج جشنواره های بین المللی دوری کرده وهدف خود را انتخاب ، داوری و برگزاری سالم و پرهیجان جشنواره قرار داد که تاحد زیادی نیزموفق بود . جشنواره با این که از حمایتهای دولتی هیچ گونه بهره ای نمی برد و با کمک اسپانسرهای خصوصی برگزار شد توانست به مهمانان بخش بین الملل که تعدادشان نیزکم نبودند سرویس و امکانات قابل توجهی بدهد به عنوان مثال یکی از اسپانسرهای جشنواره شرکت بی ام و بود که تمامی مهمانان بخش خارجی را از لحظه ورود به پرتغال و تا پایان جشنواره به شکل شبانه روزی سرویس می داد و...
نمایش فیلمها در سالن بزرگ دانشگاه تاریخی اوورا بود، تالاری که مجهزبه سیستم صدای دالبی دیجیتال بود و کیفیت صوتی وتصویری استانداردی داشت برگزارشد، تمامی فیلمهای جشنواره به دو زبان انگلیسی و پرتغالی زیرنویس شده بود . نمایش فیلمها در روز فقط در 2 سانس و هر سانس 3 ساعت زمان داشت ، درهر سانس 3 ساعته 8 فیلم نمایش داده می شد و بین پخش هر چهار فیلم 15 دقیقه آنتراکت اختصاص داده بودند.سانس اول از ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر بود از ساعت 7 تا 9 شب برنامه شام برای مهمانان جشنواره و از ساعت 9 تا 11 ادامه نمایش فیلمها برگزارمی شد، بعد ازنمایش فیلمها فیلمسازانی که در سالن نمایش حاضر بودن توسط مدیر جشنواره به روی صحنه دعوت می شدند و درباره فیلم هایشان بحث و گفتگو می کردند وقتی که برنامه نمایش فیلمها حدود ساعت 12 شب به اتمام می رسید برنامه های جنبی جشنواره که بیشتر اجرای کنسرت های موسیقی پرتغالی و برزیلی بود تا صبح ادامه داشت که مورد استقبال تماشاگران قرار می گرفت . با اینکه تعداد فیلم های جشنواره چیزی در حدود 100تا 120 فیلم بود و این تعداد فیلم دربرابر فیلمهای کوتاه ومستند ایرانی که مثلا در جشنواره فیلم کوتاه تهران خودمان نمایش داده می شود یک چهارم آن هم نمی شود واین امکان بشیوه جشنواره های ایرانی وجود داشت که تمامی فیلمها را درعرض 4 یا 5 روز با تعداد سانسهای روزی 7 یا 8 سانس فشرده نمایش بدهند ، فقط 10 روز را به نمایش فیلمها اختصاص دادند وهر روز فقط 2 سانس برگزار می شد!
این نوع نگاه برگزارکنندگان جشنواره و اهمیت بهتردیده شدن فیلمهای فیلمسازان باعث شد تماشاگران صندلی های جشنواره را همیشه پر نگاه دارند و برعکس جشنواره های ایرانی که همیشه بیرون سالنهای سینما شلوغ تراز داخل سالنهاست در هنگام پخش فیلم هاهیچ تماشاگری درمحوطه سالن نمایش دیده نمی شد و حتی برگزارکنندگان جشنواره در داخل سالن به تماشای فیلمها می نشستند، در روزهای نمایش و مرور آثار کامران شیردل و فیلمهای بخش مسابقه تاکسی یک سانس قوق العاده نیز برگزار شد که سانس مرور مستندهای کامران شیردل بیشتر از دیگر سانسهای جشنواره مورد استقبال قرارگرفت.




مراسم بزرگ داشت اول کامران شیردل در افتتاحیه جشنواره فیکه با سخنان مدیر جشنواره ژائو پائولو ماچدو آغاز شد، او از کامران شیردل به عنوان یکی از مستند سازان مهم جهان نامبرد و برای تولید فیلمهای متنوع وتاریخ ساز او تندیس جشنواره فیکه را به او اهدا کرد. درنشست و نمایش فیلمهای : قلعه، تهران پایتخت ایران است، اون شب که بارون اومد و تنهایی اول که روز بعد از افتتاحیه برگزار شد ، شیردل در جلسه گفتگو با تماشاگران در محل تالار نمایش شرکت کرد و گفت : آنچه عاقبت به جای می‌ماند هنر و همین آثار است. حقیقت هیچ وقت فراموش و خاموش نخواهد شد و تاریخ جهان روشنگر این امر است.

شیردل در پاسخ به اینکه دلیل موفقیت‌های امروز سینمای ایران را چه می‌داند گفت : پایه‌های این سینما سال‌های دور با فیلم‌های بانو فروغ فرخزاد، ابراهیم گلستان، سهراب شهید‌ثالث، امیر نادری و... پایه‌ریزی شده است و این دلیل روشنی برای موفقیت امروز سینمای ایران است. شیردل در پاسخ به این سوال که چرا با نوشتن نامه اعتراض ‌آمیزبرای نمایش فیلم‌هایش به آمریکا سفر نکرده، گفت : آمریکا از سال‌ها پیش در امور سیاسی و اجتماعی مردم ایران دخالت می‌کرد. از کودتای سال ۱۳۳۲ آمریکا در ایران تا کمک‌های آمریکا به عراق و صدام حسین برای حمله و جنگ به ایران.در ادامه و باتوجه به تسلط استاد شیردل به چند زبان و توضیحات دقیقش در مورد تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران در طول پنج دهه و اشارات وی به اوضاع ایران در قبل و بعد از انقلاب بیش از 3 ساعت سخنرانی کرد .

اما بزرگ داشت دوم که در روزهای پایانی جشنواره برگزارشد در پایتخت پرتغال و در موزه سینما تک شهر لیسبون بود ، موزه ای عظیم و زیبا که تا به امروز پذیرای آثاراندک فیلمسازان سینمای ایران بوده ، برنامه نمایش و بزرگ داشت شیردل بسیار باشکوه در سینما تک لیسبون برنامه ریزی شده بود در ورود ما به ساختمان سینما تک ، مدیران موزه سینما تک و فیلمسازان پرتغالی به استقبال کامران شیردل وهیات ایرانی آمدند، دکتر ژائو برنارد داکوستا، مدیرسینما تک پرتغال پس از نمایش فیلم‌های شیردل ضمن تحسین از سبک جدید فیلمسازی در سینمای ایران و فیلمسازان همیشه فعال و با استعداد ایرانی گفت : كامران شیردل یکی از بنیان‌گذاران اصلی این سبک فیلمسازی در ایران است که کسانی مانند : عباس کیارستمی، جعفر پناهی، بهمن قبادی، رخشان بنی اعتماد و... بسیاری دیگر را به جهان معرفی کرده است. كامران شیردل نیز ضمن تشكر از مدیرسینما تک پرتغال ، توضیحاتی در مورد شرایط زمانی، سیاسی و اقتصادیی که فیلم‌هایش در آن ساخته شدند و نیز توقیف آنها در ایران بین سال های 1965 تا 1968 داد . پس از این نشست از شیردل برای آرشیو عکس سینما تک لیسبون درتالارهای مختلف موزه عکس گرفته شد. در اینجا بود که بعد از حضور خبرسازهیات ایرانی وکامران شیردل درمجامع فرهنگی و رسانه ها شهرهای اوورا و لیسبون در روزهای پایانی سفر نماینده سفارت ایران در پرتغال به دیدار ما در لیسبون آمد و پس از سلام و احوال پرسی شب خوشی را برای ما آرزو کرد و رفت !


در کنار دیگر بخش های جشنواره فیلم فیکه در اوورا و بزرگداشت های کامران شیردل 3 مراسم دیگر نیز برنامه ریزی شده بود. اولی بزرگ داشت ژوزه ساراماگو، نویسنده رومان مطرح کوری برنده جایزه نوبل ادبی و دومی و سومی اعطای مدرک دکترای افتخاری به امین مالوف نویسنده مشهور لبنانی و جوردی ساوال ، موسیقیدان مطرح و نامداراسپانیایی در دانشگاه تاریخی شهر اوورا بود، البته ژوزه ساراماگو بعلت بیماری امکان حضور در برنامه بزرگ داشت خود را از دست داد و من هم که رومان کوری را از ایران برای گرفتن امضا از ژوزه ساراماگو به پرتغال برده بودام دوباره به ایران آوردم !

درباره هیات انتخاب و داوری جشنواره فیکه نکات جالبی از مدیر جشنواره ژائوپائولو ماچدو پرس وجو کردم او درباره شیوه انتخاب و داوری گفت : یک هیات 15 نفره در مدت زمان بیش از 2 ماه تقریبا 2052 اثر از 72 کشور که از این تعداد، 152 فیلم از ایران بوده را بازبینی کردند و داوری فیلم ها توسط گروه داوری که شامل 5 نفر است با حضورتماشاگران درسالن نمایش به هنگام اکران انجام می شود همچنین یک هیات داوری فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های فیلم اروپایی به جشنواره دعوت شده اند و به تماشا و داوری بخش جنبی جشنواره که جایزه دنکیشوت نام دارد نشستند .

در حاشیه برگزاری جشنواره چند ورک شاپ و مسترکلاس آموزشی تدوین ، کارگردانی وعکاسی برپا بود که جوانان پرتغالی از شهرهای مختلف در این کلاس های رایگان حضور پیدا کردند. غافلگیری جالب مستر کلاس کارگردانی و تدوین که توسط دیوید پاپ مدرس مدرسه عالی سینما از انگلستان برگزارشد در روز اختتامییه بود و آن تهیه کلیپی از تمامی روزهای جشنواره بود که به عنوان کار پایانامه هنرجویان به شکل گروهی و با سرپرستی استاد ساخته شده بود ، این کلیپ 10 دقیقه ای با یک دوربین دیجیتال ساده DV تولید شده بود اما از نظر کیفیت ساختاری و جاذبه های تصویری وسینمایی بسیار قوی بود .

حال اگر بخواهیم درباره نقاط مشترک ، قوت وضعفهای سینمای امروزایران با سینمای آن سوی آبها حرفی هم زده باشیم مطالعه این چند خط شاید جالب باشد. درباره نقاط مشترک چیزی زیادی برای گفتن ندارم چون اصولا چیزی که در اینجا ما به آن سینما می گوییم و اتفاقاتی که در آن طرف مرزها می افتد بسیار متفاوت است. اما نقاط ضعف فیلمهای ایرانی ظاهرا بیشتر تکنیکی وساختاری است که بخشی از این مسله به نبود امکانات مناسب مالی و تجهیزاتی برمی گردد و بخش مهمتر آن دانش محدود ما درباره سینما از نظرساختاری و تکنیکی وعدم شناخت ابزاری سینما است . اما نقطه ای که در سینمای ما یک سرو گردن بالاتر است ، ایده ها هستند ، فیلمهای ایرانی غالبا به واسطه ایده های جذابشان مورد توجه جامعه جهانی قرارگرفته اند اما مشکل این است که این ایده های جالب و جذاب در همان حد ایده باقی می مانند و پرداخت سینمایی و ساختاری بر روی آنها شکل نمیگیرد ، در صورتی که باید این ایده های جذاب قبل از تولید دراماتیزه شوند و ساختار و زبان سینما را درآن ادغام شود .

و درکل اینکه ، باید با اعتراض اعلام کنم تفاوت کیفیتی فیلمهای خارجی که امروزما در جشنوارهای داخلی خودمان وارد می کنیم هیچ ربطی به فیلمهایی که در آن سوی آبها تولید میشود ندارد ، فکر میکنم در اینجا اتفاق بدی دارد روی می دهد و آن اتفاق این است جشنواره های ایرانی اصولا فیلمهایی را برای ما وارد می کنند که از نظر سطح کیفی آن کیفیتی که در جشنواره های خارجی مشاهده میشود لحاظ نمی شود و سطح فیلم ها بعضا از تولیدات خودمان هم ضعیف تر است این رویکرد باعث شده که نسل جدید فیلمسازی دچاراین بزرگ بینی و توهم ناشی از دیدن آن فیلمها به این فکر کند که وقت آن رسیده که برای فیلمسازان آن طرف مرزها مسترکلاسهای تخصصی برگزار کنیم تا اصول اولیه ساختاری وتکنیکی را به آنان آموزش دهیم !

اما اختتامیه جشنواره که کامران شیردل یکی از افراد هیات داوری آن بود خیلی ساده ، پربار ، کوتاه و باشکوه برگزار شد وجایزه بهترین فیلم مستند جشنواره به زائران دره انار ساخته اشکان احمدی از ایران رسید. درپایان با یک خاطره کوتاه صحبت را به پایان می برم . اما قبل از نقل خاطره آرزو می کنم روایتهایی که از بزرگداشتهای باشکوه استاد کامران شیردل در پرتغال خواندید تلنگری باشد برآنانی که وظیفه دارند به پیشکسوتان هنرو سینمای ایران ارج دهند و به زودی شاهد برگزاری بزرگداشتهای متنوع وباشکوهی ازدیگرهنرمندان پیشکسوت ایرانی و استاد کامران شیردل در خاک کشورمان ایران باشیم .

حالا نوبت به نقل خاطره فراموش نشدنی این سفر می رسد ، روزی که به شهر فاتیما که زیارتگاه بزرگ مسیحیان جهان رفته بودیم ،باران به شدت می بارید، درآن فضای پر از مه یک زن حدود 50 ساله به سمت ما می دوید،وقتی که نفس زنان به ما رسید گفت : شنیدم اینجا یکی فارسی حرف می زنه ؟ ، گفتم درست شنیدی ما از ایران اومدیم ... ناگهان زد زیرگریه و ازدل تنگی هایش درغربت گفت : بیش از 30 ساله که نتوانسته به ایران بیایید ، حالا شوهر زن هم به جمع ما می پیونده ،مرد هلندی است وبزرگ شده فرانسه وهم اکنون با همسر ایرانی خود خانم مارلین امیرخاص ساکن فرانسه هستند ، مرد جلو آمد ، فارسی را با لهجه صحبت می کرد و گفت(سلام ،ببخشید نمی شود زیاد فارسی حرف بگم ...!)حدود بیش ازنیم ساعت با خانم مارلین امیرخاص زیر بارون حرف زدیم و او اشک شوق می ریخت ، همین طور که صحبت می کرد دستانش رو به سمت آسمان برد و از خدا برای اینکه ما رو دیده شکر میکرد، صدای رعد وبرق درفضا پیچید ، لذتی که اون زن از دیدن چند ایرانی پیدا کرد رو نمی شه با کلمات توصیف کرد ، چندعکس یادگاری گرفتیم و خداحافظی کردیم...زن و شوهرش چند قدمی از ما دور شدن ، حالا ناگهان زن برگشت به سمت ما و توی آن هوای پر از مه و آن بارون شدید با فریاد این شعررا خواند: ای ایران ای مرز پر گهر،ای خاکت سرچشمه هنر، دوراز تو اندیشه بدان، پاینده مانی و جاودان ...حالا مه زیاد شده و ما دیگه اون زن رو نمی بینیم اما صداش هنوز هم تو گوشم داره می پیچه ...ای ایران ای مرز پر گهر،ای خاکت سرچشمه هنر، دور از تو اندیشه بدان،پاینده مانی و جاودان ...

هادی آفریده
www.afarideh.blogfa.com

 
 

آرشیو یادداشت ماه

 
 

بازگشت به بالا

New Page 1

2010-IRDFA